در انگلستان قرون وسطی و در قرن یازدهم میلادی، در شهر کاونتری، دوک کاونتری مالیات سنگینی را برای مردم تعیین کرده بود. همسر دوک کاونتری انگلیس زنی از طبقات ممتاز جامعه و در عین حال خیلی محبوب و محترم بود.

وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود، را مشاهده کرد، اصرار زیادی به شوهرش کرد تا مالیات را کم کند ولی شوهرش که دخالت زن را در امور حکومتی خود بر نمی تافت، از این کار سرباز می زد. سرانجام دوک کاونتری به شرطی قبول کرد که مالیات ها را کاهش دهد که بانو گادایوا برهنه دور تا دور شهر را بگردد.

او تصور می کرد که همسرش با شنیدن این شرط برای همیشه مداخله در امور سیاست و مملکت داری را به لقای آن ببخشد.

دوک هرگز فکر نمی کرد که همسرش شرط را پذیرفته و به اجرا بگذارد. خبرش در شهر می پیچد، در روز موعود گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه پوشش بدنش فقط موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترام این زن مهربان آن روز، هیچ کدام از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها را هم بستند.

بانو گادایوا تمام شهری را که در آن پرنده پر نمی زد پیمود و برای دوک کاونتری چاره ای جز برداشتن بار مالیات های گزاف از دوش مردم باقی نماند.

در تاریخ انگلیس بانو گادایوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی دارد و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است.

Godgyfu به معنی «هدیه‌ای از جانب خدا» یک نام قدیمی انگلیسی است و واژهٔ Godiva لاتین‌شدهٔ آن است.